تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٥٣
بودند و به كتاب آسمانى خود عمل مىكردند، يكى از پادشاهان آنها با خواهر خود همبستر شد، و آن زن از پادشاه خواست كه ازدواج با خواهر را مجاز بشمرد، ولى مردم نپذيرفتند و زير بار نرفتند، و پادشاه عدهاى از مؤمنان را كه سخن او را قبول نكردند در خندقى از آتش افكند». «١»
و اين در مورد «اصحاب الاخدود فارس» است، و در مورد «اصحاب اخدود شام» نيز نوشتهاند: «در آنجا مردم مؤمنى مىزيستند، آنتياخوس آنها را در خندق آتش افكند». «٢»
بعضى نيز اين ماجرا را مربوط به اصحاب «دانيال»، پيامبر معروف «بنىاسرائيل» و يارانش دانستهاند كه در كتاب «دانيال» از «تورات» به آنها اشاره شده، و «ثعلبى» هم «اخدود فارس» را بر آنها منطبق ساخته است. «٣»
هيچ بعيد نيست كه «اصحاب اخدود» شامل همه اينها و مانند آن بشود، هر چند مصداق معروف و مشهور آن، همان داستان «ذونواس» در سرزمين «يمن» است.
***
٢- استقامت در طريق حفظ ايمان
فداكارى در حفظ ايمان در گذشته و حال، جلوههاى باشكوهى داشته، و تاريخ، افراد زيادى را نشان مىدهد كه عاشقانه جام بلا را در اين راه نوشيدند، بر طناب دار، يا بر لبه شمشير دژخيمان، بوسه زدند، و پروانهوار در آتش شكنجهگران سوختند، كه نام و نشان گروهى از آنها در تاريخ ثبت شده است.
داستان همسر فرعون، «آسيه»، كه به خاطر ايمان به «موسى بن عمران» مورد آن همه شكنجه قرار گرفت، و سرانجام جان خود را در اين راه باخت همه