تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٧٣
در واقع يكى از آثار طغيان آنها بود، و هر قوم طغيانگرى سرانجام در فساد همه جانبه فرو مىرود.
***
سپس، در يك جمله كوتاه و پر معنى به مجازات دردناك همه اين اقوام طغيانگر اشاره كرده، مىفرمايد: «لذا خداوند تازيانه عذاب را بر آنها فرو ريخت» «فَصَبَّ عَلَيْهِمْ رَبُّكَ سَوْطَ عَذابٍ».
«سَوْط» به معنى «تازيانه» و در اصل به معنى مخلوط كردن چيزى به چيزى است، سپس به تازيانه كه از رشتههاى مختلف چرم و مانند آن بافته شده اطلاق گرديده است، و بعضى آن را كنايه از عذاب مىدانند، عذابى كه با گوشت و خون انسان آميخته مىشود، و او را سخت ناراحت مىكند.
در كلام امير مؤمنان على عليه السلام در مورد امتحان مىخوانيم: وَ الَّذِي بَعَثَهُ بِالْحَقِّ لَتُبَلْبَلُنَّ بَلْبَلَةً وَ لَتُغَرْبَلُنَّ غَرْبَلَةً وَ لَتُساطُنَّ سَوْطَ الْقِدْرِ: «سوگند به كسى كه پيامبر را به حق مبعوث كرد، به سختى، مورد آزمايش قرار مىگيريد، و غربال مىشويد، و مانند محتويات ديگ به هنگام جوشش مخلوط و زير و رو خواهيد شد». «١»
تعبير به «صَبَّ» كه در اصل به معنى فرو ريختن آب است، در اينجا اشاره به شدت و استمرار اين عذاب است، و ممكن است اشاره به تطهير صفحه زمين از وجود اين طاغيان باشد.
به هر حال، از همه معانى «سَوْط»، مناسبتر همان معنى اول يعنى «تازيانه» است، تعبيرى كه در گفتگوهاى روزمره نيز رائج است كه مىگوئيم:
فلان كس تازيانه عذاب را بر پشت دشمن كوبيد.