تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٤
آنگاه، به گوشه كوچكى از عذابهاى بزرگ جهنم اشاره كرده، مىفرمايد:
«آنها در آنجا نه چيز خنكى مىچشند كه گرماى وحشتناك دوزخ را فرو نشاند و نه نوشيدنى گوارائى كه عطش شديد آنها را تسكين بخشد» «لايَذُوقُونَ فِيها بَرْداً وَ لا شَراباً».
***
«جز آبى سوزان، و مايعى از چرك و خون» «إِلَّا حَمِيماً وَ غَسَّاقاً».
و جز سايه دودهاى غليظ و داغ و خفقان آور آتش كه در آيه ٤٣ سوره «واقعه» آمده است «وَ ظِلٍّ مَنْ يَحْمُومٍ».
«حَمِيم» به معنى آب بسيار داغ و «غَسَّاق» به معنى چرك و خونى است كه از زخم جارى مىشود، و بعضى آن را به معنى مايعات بد بو تفسير كردهاند.
اين در حالى است كه: بهشتيان از چشمههاى گواراى شراب طهور به وسيله پروردگارشان سيراب مىشوند «وَ سَقاهُمْ رَبُّهُمْ شَراباً طَهُوراً» «١»
و نوشيدنىهائى در ظرفهاى زيباى بهشتى است كه مهر بر آن نهاده شده، مهرى كه از مشك است «خِتامُهُ مِسْكٌ» «٢»
ببين تفاوت ره از كجاست تا به كجا؟
***
و از آنجا كه ممكن است وجود اين كيفرهاى سخت و شديد در نظر بعضى عجيب آيد، در آيه بعد مىافزايد: «اين مجازاتى است موافق و مناسب اعمال آنها» «جَزاءً وِفاقاً». «٣»
چرا چنين نباشد؟ در حالى كه آنها در اين دنيا قلبهاى مظلومان را سوزاندند، روح و جان آنها را به آتش كشيدند و با ظلم و ستم و طغيان خود بر