تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٨٨
مفسران گفتهاند: در جاهليت عرب، هنگامى كه وقت وضع حمل زن فرا مىرسيد، همسرش حفرهاى در زمين حفر مىكرد و بالاى آن مىنشست، اگر نوزاد دختر بود، آن را در ميان حفره پرتاب مىكرد، و اگر پسر بود، آن را نگاه مىداشت، لذا، يكى از شعراى آنها در همين زمينه با لحن افتخار آميزى مىگويد:
سَمَّيْتُها إِذا وُلِدَتْ تَمُوتُ وَ الْقَبْرُ صِهْرٌ ضامِنٌ ذَمِيْتُ
«نام آن نوزاد دختر را به هنگام تولد تموت (يعنى مىميرد در مقابل يحيى كه مفهومش اين است: زنده مىماند) گذاشتم!* و قبر، داماد من است كه او را در بر گرفته و خاموش ساخته است»!. «١»
عامل پيدايش اين جنايت، امور مختلفى بوده است از جمله:
عدم ارزش زن، به عنوان يك انسان در جامعه جاهلى.
مسأله فقر شديد كه بر آن جامعه حاكم بوده، مخصوصاً با توجه به اين كه دختران همانند پسران قادر بر توليد اقتصادى نبودند، و در غارتگرىها شركت نداشتند.
همچنين، اين فكر كه در جنگهاى فراوان قبيلهاى آن روز، ممكن بود دختران به اسارت در آيند، و به اصطلاح نواميس آنها به دست بيگانگان بيفتد و از اين راه لكه ننگى بر دامنشان بنشيند، در اين كار بىاثر نبود.
اين عوامل چندگانه، دست به دست هم داد، و پديده وحشتناك «وأد» و زنده به گور كردن دختران را به وجود آورده بود.
با نهايت تأسف، اين مسأله به اشكال ديگرى در جاهليت قرون اخير نيز خودنمائى مىكند، در شكل آزادى سقط جنين كه به صورت قانونى در بسيارى از كشورهاى به اصطلاح متمدن رواج يافته، اگر عرب جاهلى بعد از تولد، نوزادان را مىكشت، انسانهاى متمدن عصر ما آن را در شكم مادر مىكشند!
شرح بيشترى در اين زمينه در جلد ١١، صفحات ٢٧٠ تا ٢٧٤ (ذيل آيه ٥٩ سوره نحل) نوشتهايم.
***