تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٣٣
شود، و از آن پس نيز هماهنگىهاى زيادى صورت مىگيرد تا غذا هضم و جذب بدن گردد، و نيروى لازم را براى تلاش و حركت ايجاد كند، اينها همه در جمله «فَعَدَلَكَ» جمع است.
بعضى اين جمله را اشاره به راست قامت بودن انسان در ميان انواع حيوانات كه فضيلت و مزيتى براى او محسوب مىشود دانستهاند، اين معنى با مرحله بعد سازگارتر است ولى معنى قبل جامعتر مىباشد.
و سرانجام، مرحله «تركيب» و «صورتبندى» او در مقايسه با موجودات ديگر فرا مىرسد، آرى خداوند نوع انسان را در مقايسه با انواع حيوانات و جانوران، صورتى موزون، زيبا و بديع داده است، همچنين سيرتى زيبا توأم با فطرتى بيدار، و تركيبى كه آماده پذيرش هر گونه علم و آگاهى و تعليم و تربيت است.
و از اين گذشته، صورتهاى افراد انسان با يكديگر متفاوت است و همان گونه كه در آيه ٢٢ سوره «روم» آمده است: «اختلاف رنگها و زبانهاى شما از آيات خدا است» (وَ مِنْ آياتِهِ خَلْقُ السَّماواتِ وَ الْا رْضِ وَ اخْتِلافُ أَلْسِنَتِكُمْ وَ أَلْوانِكُمْ) كه اگر اين تفاوت نبود، نظام زندگى اجتماعى بشر مختل مىشد.
علاوه بر اين، اختلاف ظاهرى، اختلافهائى در استعدادها و ذوقها و سليقهها قرار داده، و آنها را به صورتهائى كه حكمتش اقتضاء مىكرده، تركيب و تنظيم نموده، تا از مجموع آنها جامعهاى سالم به وجود آيد كه همه نيازمندىهاى خود را تأمين كند و قواى ظاهر و باطن انسانها مكمل يكديگر شوند.
در مجموع همان گونه است كه در آيه ٤ سوره «تين» آمده: لَقَدْ خَلَقْنَا الْانْسانَ فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ: «خداوند اين انسان را به بهترين صورت آفريده