تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٥
اعمال صالحه انسانها دارد، و به اين ترتيب مىتوان «حِساباً» را در آيه فوق به همان معنى معروف «محاسبه» تفسير كرد، و جمع ميان اين معنى و معنى گذشته نيز مانعى ندارد (دقت كنيد).
***
سپس، در آخرين آيه مورد بحث، مىافزايد: «اين عطاياى بزرگ را همان كسى مىبخشد كه پروردگار آسمان و زمين است و آنچه ميان آن دو قرار دارد همان خداوند رحمان و بخشنده» «رَبِّ السَّماواتِ وَ الْا رْضِ وَ ما بَيْنَهُمَا الرَّحْمنِ».
آرى، آن كس كه مالك اين جهان با عظمت و مدبر و مربى آن است، و رحمتش همه جا، و همه كس را فرا گرفته، همو بخشنده آن همه عطايا در قيامت به نيكان و پاكان است.
در حقيقت، آيه فوق اشارهاى به اين واقعيت است كه: اگر خداوند چنين وعدههائى را به متقين مىدهد، گوشهاى از آن را در اين دنيا، به صورت رحمت عامش، به اهل آسمانها و زمين نشان داده است.
و در پايان آيه مىفرمايد: «و هيچ كس حق ندارد بىاجازه او در پيشگاهش سخنى بگويد، يا شفاعتى كند» «لايَمْلِكُونَ مِنْهُ خِطاباً».
ضمير در «لايَمْلِكُونَ» ممكن است به همه اهل آسمانها و زمين بر گردد، يا تمام متقين و طاغيان كه در عرصه محشر براى حساب و جزاء جمع مىشوند، و در هر حال، اشاره به اين است كه هيچ كس را در آن روز حق اعتراض و چون و چرا نيست؛ زيرا آن قدر حساب الهى دقيق و عادلانه است كه جائى براى «چون و چرا» باقى نمىماند.
علاوه بر اين، هيچ كس حق شفاعت را نيز ندارد جز به اذن و اجازه او «مَنْ