تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٠٨
همه طغيانگران و تكذيب كنندگان، بار ديگر به مسأله معاد و رستاخيز بر مىگردد و نمونههائى از قدرت بىانتهاى حق را در جهان هستى به عنوان يك دليل براى امكان معاد بيان مىكند، و گوشههائى از نعمتهاى بىپايانش را بر انسانها شرح مىدهد، تا حس شكرگزارى را كه سرچشمه معرفة اللّه است در آنها برانگيزد.
نخست، منكران معاد را مخاطب ساخته و ضمن يك استفهام توبيخى مىفرمايد: «آيا آفرينش شما (و بازگشت به زندگى پس از مرگ) مشكلتر است؟
يا آفرينش اين آسمان با عظمت كه خداوند بنا نهاده است» «أَ أَنْتُمْ أَشَدُّ خَلْقاً أَمِ السَّماءُ بَناها». «١»
اين سخن، در حقيقت پاسخى است به گفتار آنها كه در آيات پيشين گذشت كه مىگفتند: أَ إِنَّا لَمَرْدُودُونَ فِي الْحافِرَةِ: «آيا ما به حالت اول باز مىگرديم؟» اين آيه مىگويد: هر انسانى در هر مرحلهاى از درك و شعور باشد مىداند كه آفرينش اين آسمان بلند، اين همه كرات عظيم و كهكشانهاى بىانتها قابل مقايسه به آفرينش انسان نيست، كسى كه اين قدرت را داشته چگونه از باز گرداندن شما به حيات عاجز است.
***
پس از آن، به شرح بيشتر درباره اين آفرينش بزرگ پرداخته مىافزايد:
«سقف آسمان را برافراشت و آن را منظم، مرتب و موزون كرد» «رَفَعَ سَمْكَها فَسَوَّاها».
«سَمْك» (بر وزن سقف) در اصل، به معنى ارتفاع و بلندى است و به معنى سقف نيز آمده.