تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٨٢
«تُبْلَى» از ماده «بلوى» به معنى آزمايش و امتحان است، و از آنجا كه به هنگام آزمايش حقيقت اشياء ظاهر و آشكار مىشود، اين ماده در اينجا به معنى ظهور و بروز آمده است.
«سَرائِر» جمع «سريره» به معنى حالات، صفات و نيات درونى و پنهانى است.
آرى، در آن روز كه «يوم البروز» و «يوم الظهور» است، اسرار درون آشكار مىشود، اعم از ايمان و كفر و نفاق، يا نيت خير و شر، يا ريا و اخلاص، و اين ظهور و بروز، براى مؤمنان مايه افتخار و مزيد بر نعمت است، و براى مجرمان مايه سرافكندگى و منشأ خوارى و خفت، و چه دردناك است كه انسان عمرى زشتىهاى درونى خود را از خلق خدا مخفى كرده باشد، و با آبرو در ميان مردم زندگى كند، ولى در آن روز كه همه اسرار نهانى آشكار مىگردد، در برابر همه خلايق شرمسار و سرافكنده شود، كه گاه درد و رنج اين عذاب از آتش دوزخ دردناكتر است.
در آيه ٤١ «الرحمن» نيز آمده است: يُعْرَفُ الْمُجْرِمُونَ بِسِيْماهُمْ: «در قيامت گنهكاران از چهرههايشان شناخته مىشوند».
و نيز، در آيات ديگر آمده است كه: در قيامت «گروهى چهرههاى سفيد و روشن دارند و گروهى چهرههايشان تاريك و غبارآلود است». «١»
آرى، همان گونه كه «طارق» و ستارگان به هنگام شب در آسمان ظاهر مىشوند، و از خفا و پنهانى بيرون مىآيند، حافظان و مراقبانى كه مأمور حفظ و