تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٦٨
قامتهائى بلند و اندامى نيرومند داشتند، و به همين دليل جنگجويانى زبده محسوب مىشدند.
به علاوه، از نظر تمدن ظاهرى نيز پيشرفته بودند، شهرهائى آباد، زمينهاى خرم و سرسبز، كاخهاى عظيم و باغهاى پر طراوت داشتند.
بعضى مىگويند: «عاد» نام جد اين قبيله است، و قبيله را معمولًا به نام جد آن مىخواندند.
***
آنگاه، مىافزايد: «همان شهر ارم پرشكوه و عظيم» «إِرَمَ ذاتِ الْعِمادِ».
در اين كه «إِرَم» نام «شخص» است يا «قبيله»، يا محل و شهرى است؟ در ميان مفسران گفتگو است:
«زمخشرى» در « «كشاف»» از بعضى نقل مىكند: «عاد» فرزند «عوص» و او فرزند «ارم» و او فرزند «سام» فرزند «نوح» است، و از آنجا كه نام جد قبيله بر آن قبيله اطلاق مىشده، به قبيله «عاد» نيز «ارم» مىگفتند.
بعضى نيز معتقدند: «ارم» همان «عاد اولى» است، و «عاد» قبيله دوم است.
در حالى كه بعضى ديگر معتقدند: «ارم» نام شهر و سرزمين آنها است. «١»
ولى، مناسب با آيه بعد اين است: «ارم» نام شهر بىنظير آنها باشد.
«عِماد» به معنى ستون و جمع آن «عُمُد» (بر وزن شتر) است.
بنا بر تفسير اول، اشاره به اندام نيرومند و پيكرهاى ستون مانند قوم «عاد» است، و بنا بر تفسير دوم، اشاره به ساختمانهاى با عظمت و كاخهاى رفيع و ستونهاى عظيمى است كه در اين كاخها به كار رفته بود، و در هر دو صورت