تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٧٠
پس از آن، به سراغ دومين گروه طغيانگر از اقوام پيشين مىرود، مىفرمايد:
«آيا نديدى پروردگارت با قوم ثمود چه كرد؟ همان قومى كه صخرههاى عظيم را در وادى مىبريدند و از آن خانهها و كاخها مىساختند» «وَ ثَمُودَ الَّذِينَ جابُوا الصَّخْرَ بِالْوادِ».
قوم «ثمود» از قديمىترين اقواماند، پيامبرشان صالح عليه السلام بود، و در سرزمينى به نام «وادى القرى» ميان «مدينه» و «شام» زندگى داشتند، تمدنى پيشرفته و زندگانى مرفه، و صاحب ساختمانهاى عظيم و پيشرفته بودند.
بعضى گفتهاند: «ثمود» نام پدر قبيله بود كه به آن ناميده شدهاند. «١»
«جابُوا» در اصل از «جوبة» (بر وزن توبه)، به معنى زمين پست گرفته شده، سپس به معنى قطع و بريدن هر قطعه زمينى آمده است، و پاسخ كلام را از اين رو «جواب» ناميدهاند كه: گوئى هوا را قطع مىكند و از دهان گوينده به گوش شنونده مىرسد (يا به اين جهت كه سؤال را قطع كرده و به آن پايان مىدهد).
به هر حال، منظور در اينجا بريدن قطعات كوهها، و ايجاد خانههاى مطمئن است، همان گونه كه در آيه ٨٢ سوره «حجر» درباره همين قوم «ثمود» مىخوانيم: وَ كانُوا يَنْحِتُونَ مِنَ الْجِبالِ بُيُوتاً آمِنِينَ: «آنها در دل كوهها خانههاى امن مىتراشيدند»، نظير همين معنى در آيه ١٤٩ سوره «شعراء» نيز آمده، و در آنجا تعبير به «بُيُوتاً فارِهِيْنَ» شده كه دليل بر آن است آنها در اين خانهها به عيش و نوش و هوسرانى مىپرداختند.
بعضى گفتهاند: قوم «ثمود» نخستين قومى بودند كه به بريدن سنگها از كوه، و ايجاد خانههاى محكم در دل كوهها اقدام كردند.