تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٠٢
اللَّيْلِ إِذْ أَدْبَرَ).
اصولًا، همان گونه كه قبلًا اشاره كردهايم: شب يكى از مواهب بزرگ الهى است، هم مايه آرامش روح و جسم است، و هم سبب تعديل حرارت آفتاب و ادامه حيات موجودات، ولى تكيه روى پايان شب ممكن است به خاطر اين باشد كه رو به سوى روشنائى و نور مىرود، و از اين گذشته، بهترين زمان براى نيايش و عبادت پروردگار است، و آغاز حركت و جنبش در عالم حيات.
***
و سر انجام، به سراغ سومين و آخرين قسم رفته، مىفرمايد: «و سوگند به صبح هنگامى كه تنفس كند»! «وَ الصُّبْحِ إِذا تَنَفَّسَ».
چه تعبير جالبى! صبح را به موجود زندهاى تشبيه كرده كه نخستين تنفسش با طلوع سپيده آغاز مىشود، و روح حيات در همه موجودات مىدمد، گوئى در زير دست و پاى لشكر زنگى شب نفسش بريده بود، و با درخشيدن اولين شعاع نور از زير چنگال او آزاد مىشود و نفس تازه مىكند!.
اين تعبير، شبيه تعبيرى است كه در سوره «مدّثر» بعد از سوگند به شب آمده است كه مىفرمايد: وَ الصُّبْحِ إِذا أَسْفَرَ: «سوگند به صبح هنگامى كه نقاب از چهره بر گيرد» گوئى ظلمت شب، همچون نقاب سياهى بر صورت صبح افتاده، به هنگام سپيده دم نقاب را كنار مىزند و چهره نورانى و پر فروغ خود را كه نشانه زندگى و حيات است، به جهانيان نشان مىدهد.
***
در آيه بعد، به چيزى كه تمام اين سوگندها به خاطر آن ياد شده پرداخته مىفرمايد: «يقيناً اين قرآن كلام فرستاده بزرگوارى است (جبرئيل امين) كه از سوى خداوند براى پيامبرش آورده» «إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ كَرِيمٍ».