تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١١٠
ساخت» «وَ أَغْطَشَ لَيْلَها وَ أَخْرَجَ ضُحاها».
كه هر كدام از اين دو در زندگى انسان و ساير موجودات زنده، اعم از حيوان و گياه نقش فوق العاده مهمى دارد.
نه انسان بدون نور مىتواند زندگى كند، كه همه بركات، روزىها و حس و حركت او وابسته به آن است و هم بدون ظلمت زندگى او ممكن نيست كه رمز آرامش او است. «١»
«أَغْطَش» از ماده «غطش» (بر وزن عرش) به معنى تاريكى است، ولى «راغب» در «مفردات» مىگويد: اصل آن از «اغطش» به معنى كسى كه چشم كم نورى دارد گرفته شده.
و «ضُحى» به معنى موقعى است كه نور آفتاب در آسمان و زمين پهن مىشود. «٢»
***
سپس، از آسمان به زمين مىآيد و مىفرمايد: «زمين را بعد از آن گسترش داد» «وَ الْا رْضَ بَعْدَ ذلِكَ دَحاها».
«دَحا» از ماده «دحو» (بر وزن محو) به معنى گستردن است، بعضى نيز آن را به معنى تكان دادن چيزى از محل اصليش تفسير كردهاند، و چون اين دو معنى لازم و ملزوم يكديگرند به يك ريشه باز مىگردد.
منظور از «دحو الأرض» اين است كه: در آغاز، تمام سطح زمين را آبهاى حاصل از بارانهاى سيلابى نخستين فرا گرفته بود، اين آبها تدريجاً در