تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧٧
نكته:
راه حل روشن براى مسأله «جبر و اختيار»
اين مسأله، از قديمىترين مسائلى است كه در ميان دانشمندان مطرح بوده، گروهى طرفدار آزادى اراده انسان، و گروهى طرفدار جبر بودهاند، و هر كدام دلائلى براى اثبات مقصد خود ذكر كردهاند.
ولى، جالب اين است كه: هم «جبريين» و هم «طرفداران اختيار» در عمل، اصل اختيار و آزادى اراده را به رسميت شناخته، و پذيرفتهاند، يا به تعبير ديگر:
تمام اين جر و بحثها در دائره مباحث علمى بوده نه در مقام عمل، و اين به خوبى نشان مىدهد: اصل، آزادى اراده و اختيار فطرى همه انسانها است، و اگر پاى وسوسههاى مختلف پيش نيايد، همه طرفدار اصل آزادى ارادهاند.
اين وجدان عمومى و فطرت همگانى كه يكى از روشنترين دلائل اختيار است، به صورتهاى گوناگونى در زندگى انسان تجلى مىكند؛ زيرا اگر انسان خود را در اعمالش مجبور مىدانست، و اختيارى براى خود قائل نبود چرا:
١- گاه، به خاطر اعمالى كه انجام داده و يا به خاطر اعمالى كه انجام نداده پشيمان مىشود، و تصميم مىگيرد در آينده از تجربه گذشته استفاده كند، اين حالت ندامت براى طرفداران عقيده جبر فراوان است، اگر اختيارى در كار نيست ندامت چرا؟!
٢- بدكاران را همه ملامت و سرزنش مىكنند، اگر جبر است سرزنش چرا؟
٣- نيكوكاران را مدح و تمجيد و ستايش مىنمايند.
٤- در تربيت و تعليم فرزندان مىكوشند تا آنها سعادتمند شوند، و اگر همه مجبورند تعليم چه مفهومى دارد؟