تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٦٧
آرى، اين صيحه چنان عظيم و تكان دهنده است كه انسان را از همه چيز جز خودش، اعمالش و سرنوشتش غافل مىكند.
***
لذا، بلا فاصله بعد از آن مىافزايد: «در آن روز كه انسان از برادر خود فرار مىكند» «يَوْمَ يَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ أَخِيهِ».
همان برادرى كه با جان برابر بود و همه جا به ياد او بود و در فكر او، امروز به كلّى از او گريزان مىشود.
***
و همچنين «از مادر و پدرش» «وَ أُمِّهِ وَ أَبِيهِ».
***
«و زن و فرزندانش» «وَ صاحِبَتِهِ وَ بَنِيهِ».
و به اين ترتيب، انسان نزديكترين نزديكانش را كه برادر و پدر و مادر و همسر و فرزند هستند، نه فقط فراموش مىنمايد، كه از آنها فرار مىكند، و اين نشان مىدهد: هول و وحشت محشر آن قدر زياد است كه انسان را از تمام پيوندها و علائقش جدا مىكند:
مادرى كه به او عشق مىورزيد.
پدرى كه سخت مورد احترام او بود.
همسرى كه شديداً به او محبت داشت.
و فرزندانى كه ميوه قلب و نور چشمان او محسوب مىشدند.
بعضى گفتهاند: منظور فرار از برادران و پدران و مادران و همسر و فرزندانى است كه: راه ايمان، تقوا و اطاعت خدا را نپيمودند، او از آنها فرار مىكند مبادا به سرنوشتشان گرفتار شود.