تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٤
است كافى» «جَزاءً مِنْ رَبِّكَ عَطاءً حِساباً». «١»
چه بشارت و نعمتى از اين برتر و بالاتر كه بنده ضعيف، مورد نوازش، الطاف و محبتهاى مولاى كريم خود قرار گيرد، او را اكرام كند، بزرگ دارد، و خلعت بخشد، اين توجه و عنايت، و اين لطف و محبت، چنان لذتى به مؤمنان مىدهد كه با هيچ نعمتى برابر نيست.
و به گفته شاعر:
من كه باشم كه بر آن خاطر عاطر گذرم لطفها مىكنى اى خاك درت تاج سرم
تعبير به: رَبّ: «پروردگار» همراه با ضمير مخاطب و توام با كلمه «عطاء» همگى بيانگر لطف فوق العادهاى است كه در اين پاداشها نهفته است.
واژه «حِساباً» به عقيده بسيارى از مفسران در اينجا به معنى «كافِياً» مىباشد، چنان كه گاه گفته مىشود: «أَحْسَبْتُ» يعنى آن قدر به او بخشيدم كه گفت «حسبى» (كافى است). «٢»
در حديثى از امام امير مؤمنان على عليه السلام آمده است: در قيامت خداوند حسنات مؤمنان را حساب مىكند، و هر حسنه را ده برابر تا هفتصد برابر پاداش مرحمت مىكند، همان گونه كه خدا در قرآن فرموده: «جَزاءً مِنْ رَبِّكَ عَطاءً حِساباً». «٣»
از اين روايت، استفاده مىشود: عطاياى الهى با آن كه جنبه تفضل دارد، در عين حال روى حساب اعمال است، يعنى تفضلات و عطاياى او، تناسب با