تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٠٩
سپس، داشتن «مقام و منزلت» در نزد كسى كه از طرف او رسالتى را پذيرفته (مَكِين) تا بتواند پيامها را به خوبى دريافت دارد، و چنانچه جوابى لازم بود، بدون هيچ گونه ترس و واهمهاى ابلاغ كند.
و در مرحله چهارم، چنانچه امر رسالت مهم باشد، بايد معاونانى داشته باشد كه او را در اين كار يارى كنند، معاونانى گوش به فرمان و هماهنگ و فرمانبردار (مُطاع).
و در مرحله نهائى، دارا بودن «امانت»، تا كسانى كه مىخواهند پيام را از آن رسول بگيرند بر او اعتماد كنند، و گفتار او بىكم و كاست گفتار كسى محسوب شود كه از ناحيه او آمده است (أَمِين).
هنگامى كه اين اصول پنجگانه تأمين گردد، حق رسالت ادا خواهد شد، و لذا در حالات پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله و تاريخ زندگى او مىبينيم رسولان خود را با دقت زياد از ميان كسانى كه واجد اين صفات بودند، انتخاب مىكرد كه يك نمونه زنده آن رسالت امير مؤمنان على عليه السلام از سوى پيغمبر صلى الله عليه و آله در ابلاغ آيات آغاز سوره «برائت» به مشركان «مكّه» در آن شرايط خاص است، كه شرح آن در تفسير سوره «برائت» آمد.
على عليه السلام مىفرمايد: رَسُولُكَ تَرْجُمانُ عَقْلِكَ وَ كِتابُكَ أَبْلَغُ ما يَنْطِقُ عَنْكَ: «فرستاده تو نمايانگر عقل تو است، و نامه تو گوياترين سخنگويت». «١»
***