تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٠١
حال حركت است، تعبير لطيفى است كه شباهت حركت اين ستارگان را در اوقيانوس آسمان به حركت كشتىها بر صفحه درياها نشان مىدهد.
به هر حال، گويا قرآن مجيد مىخواهد با اين سوگندهاى پر معنى و آميخته با نوعى ابهام، انديشهها را به حركت در آورد، و متوجه وضع خاص و استثنائى اين سيارات در ميان خيل عظيم ستارگان آسمان كند، تا بيشتر در آن فكر كنند و به عظمت پديدآورنده اين دستگاه عظيم آشناتر شوند.
بعضى از مفسران، تفسيرهاى ديگرى براى آيات فوق كردهاند كه، چون قابل ملاحظه نبود از ذكر آن خوددارى شد.
در حديثى از امير مؤمنان عليه السلام نيز آمده است كه: در تفسير اين آيات فرمود:
هِىَ خَمْسَةُ أَنْجُمٍ: زُحَلٍ، وَ الْمُشْتَرِى وَ الْمِرِّيْخِ، وَ الزُّهْرَهِ، وَ عُطارُد: «آنها پنج ستارهاند: زحل، مشترى، مريخ و زهره و عطارد». «١»
***
آنگاه، به دومين سوگند پرداخته، مىگويد: «قسم به شب هنگامى كه پشت كند و به آخر رسد» «وَ اللَّيْلِ إِذا عَسْعَسَ».
«عَسْعَسَ» از ماده «عسعسة» در اصل به معنى تاريكى رقيق است و از آنجا كه در ابتدا و انتهاى شب تاريكى رقيقتر مىشود، اين معنى در مورد روى آوردن يا پشت كردن شب به كار مىرود، و اطلاق كلمه «عَسَسَ» به مأموران شبگرد، نيز به همين مناسبت است.
گر چه، اين واژه همان گونه كه گفتيم: دو معنى كاملًا مختلف دارد، ولى در اينجا به قرينه آيه بعد كه سخن از صبح مىگويد، منظور همان پايان گرفتن شب است، و در حقيقت شبيه سوگندى است كه در آيه ٣٣ سوره «مدثر» آمده: (وَ