تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٦
مىدهد، همه بيانگر اين واقعيت است كه آنها مطلقاً و هرگز هيچ گونه انتظار و ترسى از حساب و كتاب نداشتند، يا به تعبير ديگر، حساب روز قيامت را به دست فراموشى سپرده، و از برنامه زندگى خود كاملًا حذف كرده بودند، و طبيعى است چنين افرادى، آلوده چنان گناهان عظيمى شوند، و سرانجام گرفتار اين عذابهاى سخت و دردناك.
***
و لذا، بلافاصله مىافزايد: «آنها آيات ما را به كلّى تكذيب كردند» «وَ كَذَّبُوا بِآياتِنا كِذَّاباً». «١»
هواى نفس آن چنان بر آنها چيره شده بود كه همه آيات بيدارگر الهى را شديداً انكار كردند، تا به هوسهاى سركش خود ادامه دهند، و به خواستهها و تمنيات نامشروع خويش لباس عمل بپوشانند.
پيداست آيات در اينجا معنى وسيع و گستردهاى دارد كه همه آيات توحيد، نبوت و تشريع و تكوين، و معجزات انبيا و احكام و سنن را شامل مىشود، و با توجه به تكذيب اين همه نشانهها و آيات الهى كه جهان تكوين و تشريع را پر كرده، بايد تصديق كنيم كه: آن مجازات براى چنين اشخاصى جزاء وفاق و كيفر مناسب است.
***
از آن پس، به عنوان هشدار به اين طغيانگران، و هم براى تأكيد بر مسأله وجود موازنه ميان «جرم» و «جريمه» و حاكميت «جزاى وفاق» مىافزايد: «ما همه چيز را قطعاً احصاء و ثبت كردهايم» «وَ كُلَّ شَيْءٍ أَحْصَيْناهُ كِتاباً». «٢»