تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٤٦
مىدهند. «١»
***
لذا، بعد از اين سوگندها مىفرمايد: «مرگ و عذاب بر صاحبان گودال شكنجه باد»! «قُتِلَ أَصْحابُ الْا خْدُودِ».
***
«همان گودال پرآتش و پرهيزم كه شعلههاى عظيم داشت» «النَّارِ ذاتِ الْوَقُودِ».
***
«در آن هنگام كه در كنار آن گودال آتش (با خونسردى) نشسته بودند» «إِذْ هُمْ عَلَيْها قُعُودٌ».
***
«و آنچه را كه نسبت به مؤمنان انجام مىدادند تماشا مىكردند»! «وَ هُمْ عَلى ما يَفْعَلُونَ بِالْمُؤْمِنِينَ شُهُودٌ».
«أُخْدُود» به گفته «راغب» در «مفردات» به معنى شكاف وسيع، عميق و گسترده در زمين است، يا به تعبير ديگر گودالها و خندقهاى بزرگ را گويند، و جمع آن «اخاديد» و در اصل از «خَدّ» انسان گرفته شده كه به معنى دو فرورفتگى است كه در دو طرف بينى انسان در سمت راست و چپ قرار دارد (و به هنگام گريه اشك بر آن جارى مىشود)، و سپس كنايتاً بر گودالى كه بر صورت زمين ظاهر مىشود اطلاق شده (و بعداً به صورت يك معنى حقيقى درآمده است).
در اين كه اين گروه شكنجهگر، چه اشخاصى بودند؟ و در چه زمانى