تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٥٧
ولى، اين اشتباه است؛ زيرا تعبير «يَسْتَوْفُونَ» مفهومش اين است كه حق خود را به طور كامل مىگيرند، و چيزى كه دلالت بر اضافه بر حق كند در اين عبارت نيست، و اين كه مىبينيم خداوند آنها را مذمت كرده، در مقايسه اين دو حالت با يكديگر است كه به هنگام خريد، حق را به طور كامل مىگيرند، و به هنگام فروش ناقص مىدهند، درست مثل اين است كه در مقام مذمت كسى مىگوئيم: «هر گاه طلبى از كسى داشته باشد سر موعد آن را مىگيرد، اما اگر بدهكار باشد ماهها تأخير مىاندازد».
بنابراين، گرفتن طلب در رأس موعد، كار بدى نيست، كار بد با توجه به مقايسه اين دو با يكديگر است.
قابل توجه اين كه: در مورد گرفتن حق، تنها سخن از «كيل» است، ولى در مورد پرداختن سخن از «كيل» و «وزن» هر دو به ميان آمده، اين تفاوت تعبير ممكن است به يكى از دو دليل زير باشد:
نخست اين كه: خريداران عمده، در زمانهاى گذشته بيشتر از «كيل» استفاده مىكردند؛ زيرا ترازوهاى بزرگى كه بتواند وزنهاى زياد را بسنجد وجود نداشت، اما پيمانههاى بزرگ به آسانى يافت مىشد (در باب «كُر» نيز گفتهاند: كه اين واژه در اصل نام پيمانه بزرگى بوده است).
ولى، به هنگام فروش هم عمدهفروشى داشتند (با كيل) و هم خردهفروشى (با وزن).
ديگر اين كه: براى گرفتن حق: استفاده از پيمانه مناسبتر است؛ چرا كه تقلب در آن مشكلتر مىباشد، ولى براى كمفروشى استفاده از وزن معمولتر است؛ چرا كه امكان تقلب در آن بيشتر مىباشد.
اين نكته نيز قابل توجه است كه: آيات فوق گر چه تنها از كمفروشى در