تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٤٥
«وَ ما هُمْ عَنْها بِغائِبِينَ».
بسيارى از مفسران، اين جمله را دليلى بر خلود و جاودانگى عذاب «فجّار» گرفتهاند، و چنين نتيجهگيرى كردهاند: منظور از «فجار» در اين آيات كفارند؛ چرا كه «خلود» و جاودانگى جز در مورد آنها وجود ندارد، بنابراين «فجار» كسانى هستند كه پردههاى تقوا و عفاف را به خاطر عدم ايمان و تكذيب روز جزا دريدهاند، نه به خاطر غلبه هواى نفس در عين داشتن ايمان.
تعبير اين آيه به صورت «زمان حال» باز تأكيدى است بر آنچه قبلًا اشاره شد كه: اين گونه افراد در اين دنيا نيز به كلى از جهنم غائب و دور نيستند، زندگى آنها خود دوزخى است، و قبرشان نيز طبق حديث معروف حفرهاى از حفرههاى آتش است، و به اين ترتيب دوزخ دنيا، و دوزخ برزخ، و دوزخ قيامت هر سه براى آنها فراهم است.
ضمناً، آيه فوق اين حقيقت را نيز بازگو مىكند كه: عذاب دوزخيان هيچ گونه فترتى ندارد، و حتى براى ساعت و يا لحظهاى از آن دور نمىشوند.
***
پس از آن، براى بازگو كردن اهميت آن روز بزرگ مىافزايد: «تو چه مىدانى روز جزا چه روزى است»؟! «وَ ما أَدْراكَ ما يَوْمُ الدِّينِ».
***
«باز هم چه مىدانى روز جزا چه روزى است»؟! «ثُمَّ ما أَدْراكَ ما يَوْمُ الدِّينِ».
جائى كه پيامبر صلى الله عليه و آله با آن آگاهى وسيع از قيامت و علم فوق العاده او نسبت به مبدأ و معاد، حوادث آن روز بزرگ و اضطراب و وحشت عظيمى را كه بر آن حاكم است به خوبى نداند، تكليف بقيه روشن است.