تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٩٠
لَهْوٌ وَ لَعِبٌ وَ إِنَّ الدَّارَ الآخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوانُ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ: «اين حيات دنيا چيزى جز سرگرمى و بازى نيست، و حيات حقيقى حيات آخرت است اگر مىدانستند».
آرى، آنها كه اموال يتيمان را به غارت بردند، لقمهاى در دهان گرسنگان نگذاشتند، اموال ارث را از اين و آن به يغما گرفتند و محبت اموال دنيا تمام قلوبشان را تسخير كرده بود، در آن روز، آرزو مىكنند: اى كاش چيزى براى حيات آخرت كه حيات حقيقى و جاويدان است از پيش فرستاده بودند، ولى اين آرزوئى است بىنتيجه كه هرگز به جائى نمىرسد.
***
سپس، در دو جمله كوتاه، شدت عذاب الهى را در آن روز تشريح مىكند، مىفرمايد: «در آن روز خداوند او را چنان مجازات مىنمايد، كه هيچ كس (ديگرى را) عذابى همانند عذاب او نمىكند» «فَيَوْمَئِذٍ لايُعَذِّبُ عَذابَهُ أَحَدٌ».
آرى، اين طغيانگرانى كه به هنگام قدرت بدترين جرائم و گناهان را مرتكب شدند، در آن روز چنان مجازات مىشوند كه سابقه نداشته، همان گونه كه نيكوكاران چنان پاداشهائى مىبينند كه حتى از خيال كسى نگذشته است؛ چرا كه او در جاى خود «أَرْحَمُ الرَّاحِمِيْنَ» است و در جاى ديگر «أَشَدُّ الْمُعاقِبِيْنَ».
***
«و نيز در آن روز هيچ كس همچون خداوند كسى را به بند نمىكشد» «وَ لايُوثِقُ وَثاقَهُ أَحَدٌ».
نه بند و زنجير او مانندى دارد، و نه مجازات و عذابش؛ چرا چنين نباشد در حالى كه آنها نيز در اين دنيا بندگان مظلوم خدا را تا آنجا كه قدرت داشتند در بند كشيدند، و سختترين شكنجهها را به آنها دادند.