تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٣
سبب استراحت و بازسازى اعضاى فرسوده، تقويت روح و جسم، تجديد نشاط انسان، و رفع هر گونه خستگى و ناراحتى، و بالاخره آمادگى براى تجديد فعاليت ميشود.
با اين كه: يك سوم زندگى انسان را «خواب» فرا گرفته، و هميشه انسان با اين مسأله مواجه بوده، هنوز اسرار خواب، به خوبى شناخته نشده است، و حتى اين كه چه عاملى سبب مىشود در لحظه معينى بخشى از فعاليتهاى مغزى از كار بيفتد، سپس پلك چشمها بر هم آمده، و تمام اعضاى تن در سكون و سكوت فرو رود، هنوز به درستى روشن نيست!
ولى، اين معنى روشن است كه «خواب» نقش عظيمى در سلامت انسان دارد، و به همين دليل پزشكان روانى تلاش مىكنند: خواب بيماران خود را به صورت عادى تنظيم كنند؛ چرا كه بدون آن، تعادل روانى ممكن نيست.
افرادى كه به صورت طبيعى نمىخوابند، افرادى پژمرده، عصبانى، افسرده، غمگين و ناراحتند، و به عكس، كسانى كه از خواب معتدلى بهرهمندند، به هنگامى كه بيدار مىشوند نشاط و توان فوق العادهاى در خود مىبينند.
مطالعه بعد از يك خواب آرام بخش بسيار سريع پيش مىرود، و كارهاى فكرى و جسمى بعد از چنين خوابى هميشه قرين موفقيت است، و اينها همه بيانگر نقش پر اهميت خواب در زندگى انسان است.
كمتر شكنجهاى براى انسان به اندازه «بىخوابى اجبارى و اضطرارى» دردناك و جانكاه است، و تجربه نشان داده: تحمل انسان در برابر بىخوابى بسيار كم است، و بعد از مدت كوتاهى سلامت خود را از دست مىدهد و بيمار مىشود.
البته، آنچه درباره اهميت خواب گفته شد، منظور از آن يك خواب متعادل و