تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٤٣
تهمتهاى مشركان و دشمنان اسلام در مورد قرآن كه: گاه شعرش مىخواندند، گاه سحر، و گاه نوعى كهانت، قرآن مىگويد: هيچ يك از اين نسبتها صحيح نيست، بلكه اين آيات وسيلهاى است براى بيدارى، يادآورى، آگاهى و ايمان و دليل آن در خودش نهفته است؛ چرا كه هر كس به آن نزديك مىشود- جز معاندان لجوج- اين اثر را در خود احساس مىكند.
***
و مىافزايد: «هر كس بخواهد از آن پند مىگيرد» «فَمَنْ شاءَ ذَكَرَهُ». «١»
اين تعبير، هم اشارهاى است به اين كه: اكراه و اجبارى در كار نيست، و هم دليلى است بر آزادى اراده انسان كه تا نخواهد و تصميم بر قبول هدايت نگيرد، نمىتواند از آيات قرآن بهره گيرد.
***
سپس مىافزايد: «اين كلمات بزرگ الهى در صحائف (الواح و اوراق) باارزشى ثبت است» «فِي صُحُفٍ مُكَرَّمَةٍ».
«صُحُف» جمع «صحيفه» به معنى «لوح»، يا «ورقه» و يا چيز ديگرى است كه در آن مطلبى را مىنويسند، و اين تعبير نشان مىدهد: آيات قرآنى قبل از نزول بر پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله در الواحى نوشته شده بود، و فرشتگان وحى آن را با خود مىآورند، الواحى بسيار گرانقدر و پر ارزش.
و اين كه بعضى گفتهاند: منظور از اين «صُحُف» كتب انبياى پيشين است، ظاهراً با آيات قبل و بعد سازگار نيست.
همچنين اين كه گفته شده: منظور از آن «لوح محفوظ» است آن نيز مناسب