تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٥٠
امتحان است، و سرانجام طعم تلخ عذاب دردناك خدا را خواهند چشيد.
***
نكتهها:
١- «اصحاب اخدود» چه كسانى بودند؟
گفتيم «اخدود» به معنى گودال بزرگ يا «خندق» است، و منظور در اينجا خندقهاى عظيمى است كه مملوّ از آتش بود، تا شكنجهگران مؤمنان را در آنها بيفكنند و بسوزانند.
در اين كه اين ماجرا مربوط به چه زمان و چه قومى است؟ و آيا اين يك ماجراى خاص و معين بوده؟ و يا اشاره به ماجراهاى متعددى از اين قبيل در مناطق مختلف جهان است؟ در ميان مفسران و مورخان گفتگو است.
معروفتر از همه، آن است كه: مربوط به «ذونواس» آخرين پادشاه «حِمْيَر» «١»
در سرزمين «يمن» است.
توضيح اين كه: «ذونواس» كه آخرين نفر از سلسله قبيله «حمير» بود به آئين يهود درآمد، قبيله «حمير» نيز از او پيروى كردند، او نام خود را «يوسف» نهاد، مدتى بر اين منوال گذشت، سپس به او خبر دادند: در سرزمين «نجران» (در شمال يمن) هنوز گروهى بر آئين نصرانيتاند، هممسلكان «ذونواس» او را وادار كردند كه اهل «نجران» را مجبور به پذيرش آئين يهود كند، او به سوى «نجران» حركت كرد، ساكنان آنجا را جمع نمود، و آئين يهود را بر آنها عرضه داشت و اصرار كرد آن را پذيرا شوند، ولى آنها ابا كردند؛ حاضر به قبول شهادت شدند، اما حاضر به صرفنظر از آئين خود نشدند.
«ذونواس» دستور داد خندق عظيمى كندند، هيزم در آن ريختند و آتش