تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٦٥
***
بعد از ذكر اين قسمهاى پر معنى و بيدارگر مىافزايد: «آيا در آنچه گفته شد سوگند مهمى براى صاحبان عقل و خرد وجود ندارد»؟! «هَلْ فِي ذلِكَ قَسَمٌ لِذِي حِجْرٍ».
«حِجْر» در اينجا به معنى عقل است و در اصل، به معنى «منع» مىباشد، مثلًا گفته مىشود: قاضى فلانكس را «حَجْر» (بر وزن زجر) كرد، يعنى او را از تصرف در اموالش ممنوع ساخت.
و يا اين كه به اطاق «حجره» گفته مىشود، چون محلى است محفوظ و ممنوع از اين كه ديگران وارد آن شوند.
و به دامان نيز «حِجْر» (بر وزن فكر) گفته مىشود، به خاطر حفظ و منع ديگران.
و از آنجا كه «عقل» نيز انسان را از كارهاى نادرست منع مىكند از آن تعبير به «حِجْر» شده، همان گونه كه خود واژه عقل نيز به معنى «منع» است، لذا به طنابى كه بر زانوى شتر مىبندند تا مانع حركت او شود، «عقال» مىگويند.
در اين كه «مقسم به» (چيزى كه اين سوگندها به خاطر آن ياد شده است) چيست؟ دو احتمال وجود دارد:
نخست اين كه: جمله «إِنَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرْصادِ» (پروردگار تو در كمينگاه است) جواب اين قسمها باشد.
ديگر اين كه: جواب قسم محذوف است، و آيات آينده كه سخن از مجازات طغيانگران مىگويد گواه بر آن است، و در معنى چنين است: «قسم به آنچه گفته شد، كه ما كفار و طغيانگران را عذاب مىكنيم». «١»
و به اين ترتيب، قسم و مقسم به روشن مىگردد.
**