تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٠
سر قرآن را بررسى كنيم، و هر آيهاى كه به نحوى با مسأله «جهاد» مربوط است، جمع آورى نمائيم، سپس آنها را در كنار هم بچينيم، و از جمعبندى و دقت در آنها، خطوط كلى اين مسأله را از نظر اسلام روشن سازيم.
همين مطلب درباره مسأله «عدالت اجتماعى»، «اقتصاد اسلامى»، «مسائل عقيدتى» (مانند توحيد و معاد)، «مباحث احكامى» (مانند حج و زكات) و غير آنها صادق است.
اينجاست كه هم معنى «تفسير موضوعى» روشن مىشود، و هم كاربرد و ضرورت و نياز به آن.
و اينجاست كه معلوم مىشود «تفسير معمولى» (تفسير ترتيبى) با تمام اهميتى كه دارد، هرگز ما را از «تفسير موضوعى» بىنياز نمىكند، مخصوصاً براى محققان كه مىخواهند مسائل مختلف را با يك ديد كلى و جامع الاطراف ببينند، و نظر قرآن را درباره يك مسأله از جهات مختلف جويا شوند.
***
اهميت اين موضوع ما را بر اين داشت كه: با استفاده از تجربيات پانزده ساله گذشته، كه از كار مستمر در مورد ٢٧ جلد «تفسير نمونه» به دست آمده، به يارى خداوند بزرگ، در مرحله جديد گام بگذاريم، شايد به لطف و توفيق پروردگار بتوانيم دستاورد تازهاى براى مسلمين جهان فراهم كنيم، و اين از لطف خداوند بعيد نيست.
بديهى است، تجربيات گذشته كه جز از طريق كار مستمر حاصل نمىشود، چه براى اينجانب و چه براى دوستان عزيزى كه همكارى دارند، سرمايه با ارزشى محسوب مىشود كه حيف است از آن در طريق كار مهم ديگرى همچون «تفسير موضوعى» بهرهگيرى نشود.