تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٣٢
و به اين ترتيب، مراحل چهارگانه عظيم خلقت را يعنى اصل آفرينش، و سپس تنظيم، و بعد از آن تعديل، و سرانجام تركيب بندى را در عباراتى كوتاه و پر معنى بيان مىكند.
در مرحله اول، اصل آفرينش انسان قرار دارد كه او را از نطفهاى ناچيز در ظلمتكده رحم آفريد.
در مرحله بعد، كه مرحله «تسويه و تنظيم» است، هر عضوى از اعضاء پيكر او را با نظم بندى عجيبى موزون ساخت، چشم، گوش، قلب و عروق و ساير اعضاء را كه اگر انسان در ساختمان و نظام هر يك به تنهائى بينديشد، و الطاف و مواهب الهى را در هر يك از آنها بنگرد دنيائى از علم و قدرت و لطف و كرم را در برابر چشمان خود مجسم مىبيند.
مواهبى كه هزاران سال است دانشمندان علوم طبيعى درباره آن مىانديشند، مىگويند، و مىنويسند، و هنوز آغاز دفتر است و آنها همچنان در اول وصف او ماندهاند.
سپس، نوبت به موهبت سوم مرحله ديگرى مىرسد كه «تعديل ميان قوا و اعضاى پيكر و هماهنگى و رابطه آنها با يكديگر است».
بدن انسان عمدتاً از دو بخش آفريده شده كه قرينه يكديگرند: دستها و پاها، چشمها و گوشها و استخوان بندىها و عروق و اعصاب و عضلات در دو بخش بدن هماهنگ و مكمل يكديگرند.
به علاوه، اعضاء مختلف نيز كار يكديگر را تكميل مىكنند، فى المثل دستگاه تنفس به گردش خون كمك مىكند، و دستگاه گردش خون به تنفس، براى بلعيدن يك لقمه غذا، دندانها و زبان، و غدههاى بزاقى، و عضلات اطراف دهان، و گلو، همه دست به دست هم مىدهند تا لقمهاى وارد دستگاه هاضمه