تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣١٢
به تلاشهائى كه در روح انسان اثر مىگذارد، اطلاق شده است.
اين آيه، اشاره به يك اصل اساسى در حيات همه انسانها است، كه همواره زندگى، آميخته با زحمت و رنج و تعب است، حتى اگر هدف، رسيدن به متاع دنيا باشد، چه رسد به اين كه هدف، آخرت، سعادت جاويدان و قرب پروردگار باشد، اين طبيعت زندگى دنيا است، حتى افرادى كه در نهايت رفاه، زندگى مىكنند، آنها نيز از رنج و زحمت و درد بر كنار نيستند.
تعبير به «ملاقات پروردگار» در اينجا، خواه اشاره به ملاقات صحنه قيامت كه صحنه حاكميت مطلقه او است باشد، يا ملاقات جزا و پاداش و كيفر او، يا ملاقات خود او از طريق شهود باطن، نشان مىدهد:
اين رنج و تعب تا آن روز ادامه خواهد يافت، و زمانى به پايان مىرسد كه پرونده اين دنيا بسته شود و انسان با عملى پاك خداى خويش را ملاقات كند.
آرى، راحتى بىرنج و تعب، تنها در آنجا است.
خطاب به «انسان» كه همه نوع انسان را شامل مىشود (با توجه به تكيه بر انسانيت انسان)، بيانگر اين حقيقت است كه: خداوند نيروهاى لازم را براى اين حركت مستمر الهى در وجود اين اشرف مخلوقات آفريده.
و تكيه بر عنوان «رَبّ» (پروردگار)، اشاره به اين است كه: اين سعى و تلاش، جزئى از برنامه ربوبيت و تكامل و تربيت انسان است.
آرى، ما همه مسافرانى هستيم كه از سر حدّ عدم، بار سفر بسته، و به اقليم وجود گام نهادهايم، ما همه رهرو منزل عشق او هستيم، و به طلبكارى مهر گياه رخ دوست آمدهايم.
نظير اين تعبير، در آيات ديگر قرآن نيز آمده است، مانند: وَ أَنَّ إِلى رَبِّكَ الْمُنْتَهى: «و اين كه همه امور به پروردگارت بازمىگردد و تمام خطوط به او