تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٨٦
در معنى «رجع» گفته شد، آن را اشاره به شكافتن زمينهاى خشك و سخت، بعد از نزول باران، و رشد و نمو گياهان دانستهاند.
در حقيقت، اين دو سوگند اشارهاى است به احياى زمينهاى مرده به وسيله باران، كه قرآن بارها آن را به عنوان دليلى بر مسأله رستاخيز ذكر كرده است، مانند آيه ١١ سوره «ق»: وَ أَحْيَيْنا بِهِ بَلْدَةً مَيْتاً كَذلِكَ الْخُرُوجُ: «ما به وسيله باران سرزمين مردهاى را زنده كرديم، خروج و قيام شما در قيامت نيز همين گونه است»!
به اين ترتيب، تناسب روشنى در ميان اين سوگندها و آنچه سوگند به خاطر آن ياد شده وجود دارد، و اين يكى از لطائف بلاغت قرآن است، كه در ميان سوگندها و آنچه براى آن سوگند ياد مىكند، تناسب جالبى ديده مىشود.
يا به تعبير ديگر: همان گونه كه در آيه ٥ سوره «حج»، به هنگام استدلال بر مسأله معاد، هم استدلال به مسأله آفرينش انسان از نطفه و تطورات جنين مىكند، و هم استدلال به زنده شدن زمينهاى مرده بر اثر نزول باران، در اين سوره (سوره طارق) نيز روى هر دو مسأله تكيه شده است.
بعضى، براى جمله «وَ السَّماءِ ذاتِ الرَّجْعِ» تفسير ديگرى نيز ذكر كردهاند، و آن تكرار گردش كواكب آسمان و بازگشت آنها به حالت نخستين در طى دورانهاى مختلف است، گردش زمين به دور خود و به دور خورشيد، و حركت سيارات منظومه شمسى، و حركت طلوع و غروب حسى ماه و خورشيد و ستارگان، همه حركاتى است داراى بازگشت.
وجود اين بازگشتها نشانهاى است از بازگشت عمومى انسانها به حيات، البته معنى اول تناسب بيشترى با مسأله شكافته شدن زمين و همچنين دلائل معاد دارد.
«قَوْلٌ فَصْل» به معنى سخنى است كه ميان حق و باطل جدائى مىافكند، و