تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٩٣
خدا دلها آرام مىگيرد». «١»
چنين نفسى، هم اطمينان به وعدههاى الهى دارد، هم به راه و روشى كه برگزيده، مطمئن است، هم در اقبال دنيا و هم در ادبار دنيا، هم در طوفانها، و هم در حوادث و بلاها، و از همه بالاتر، در آن هول و وحشت و اضطراب عظيم قيامت نيز، آرام است.
منظور از بازگشت به سوى پروردگار به عقيده جمعى از مفسران، بازگشت به ثواب و رحمت او است، ولى بهتر آن است كه گفته شود: بازگشت به سوى خود او است، يعنى در جوار قرب او جاى گرفتن، بازگشتى معنوى و روحانى نه مكانى و جسمانى.
آيا اين دعوت براى بازگشت به سوى پروردگار تنها در قيامت است، و يا از لحظه جان دادن و پايان گرفتن عمر؟
سياق آيات البته مربوط به قيامت است، هر چند تعبير خود اين آيه مطلق و گسترده است.
تعبير به «راضِيَه» به خاطر آن است كه: تمام وعدههاى پاداش الهى را بيش از آنچه تصور مىتوان كرد، قرين واقعيت مىبيند، و آن چنان فضل و رحمت خدا شامل حال او مىگردد كه يك پارچه رضا و خشنودى مىشود، و اما تعبير به «مَرْضِيَة» به خاطر آن است كه مورد قبول و رضاى دوست واقع شده است.
چنين بندهاى، با چنان اوصاف، و با رسيدن به مقام رضا و تسليم كامل، حقيقت عبوديت را كه گذشتن از همه چيز در طريق معبود است دريافته، و در سلك بندگان خاص خدا گام نهاده، و مسلماً جائى جز بهشت براى او نيست.
در بعضى از تفاسير آمده است: اين آيات در مورد «حمزه سيد الشهداء»