تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٦١
عين شديد العقاب بودن، غفور و ودود و رحيم و مهربان است.
از آنچه گفته شد: روشن مىشود كه «وَدُود» در اينجا معنى فاعلى دارد نه مفعولى، و اين كه بعضى صيغه «وَدُود» را به معنى «اسم مفعول» دانستهاند، يعنى خداوند بسيار دوست داشتنى است، مانند «ركوب» به معنى «مركوب»، تناسب با وصف «غَفُور» كه قبل از آن آمده، ندارد؛ زيرا هدف بيان محبت پروردگار نسبت به بندگان است، نه علاقه و محبت بندگان نسبت به او.
وصف سوم يعنى «ذُو الْعَرْش»، با توجه به اين كه «عرش» كه به معنى تخت بلند سلطنتى است، در اين گونه موارد كنايه از قدرت و حاكميت مىباشد، و بيانگر اين واقعيت است كه حكومت جهان هستى از آن او است، و هر چه اراده كند انجام مىگيرد، بنابراين، در حقيقت جمله «فَعَّالٌ لِما يُرِيدُ» از لوازم اين حاكميت مطلقه است، و در مجموع قدرت او را بر مسأله معاد و زنده كردن مردگان بعد از مرگ و كيفر و مجازات جباران و شكنجهگران نشان مىدهد.
«مَجِيد» از ماده «مجد» به معنى گستردگى كرم و شرافت و جلال است، و اين از صفاتى است كه مخصوص خداوند مىباشد، و در مورد ديگران كمتر به كار مىرود. «١»
اين پنج وصف انسجام روشنى دارد؛ زيرا «غَفُور» و «وَدُود» بودن، آنگاه مفيد است كه شخص داراى «قدرت» باشد، و كرمش وسيع و نعمتش بىپايان، تا هر چه را اراده كند انجام دهد، نه چيزى مانع كار او گردد، نه كسى قدرت بر مقابله داشته باشد، و نه در ارادهاش ضعف، فتور، ترديد و فسخ حاصل گردد.
***