تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٨٠
آنگاه، به شرح اعمالى كه موجب دورى از خدا و گرفتارى در چنگال مجازات الهى مىشود پرداخته، مىفرمايد: «چنان نيست كه شما خيال مىكنيد (كه اموالتان دليل بر مقام شما نزد پروردگار است، بلكه اعمالتان حاكى از دورى شما از خدا است) شما يتيمان را گرامى نمىداريد» «كَلَّا بَلْ لاتُكْرِمُونَ الْيَتِيمَ».
***
«و يكديگر را بر اطعام مستمندان تشويق نمىكنيد» «وَ لاتَحَاضُّونَ عَلى طَعامِ الْمِسْكِينِ».
قابل توجه اين كه: در مورد يتيمان از «اطعام» سخن نمىگويد، بلكه از «اكرام» سخن مىگويد؛ چرا كه در مورد يتيم تنها مسأله گرسنگى مطرح نيست، بلكه از آن مهمتر جبران كمبودهاى عاطفى او است، يتيم نبايد احساس كند چون پدرش را از دست داده، خوار و ذليل و بىمقدار شده، بايد آن چنان مورد اكرام قرار گيرد كه جاى خالى پدر را احساس نكند، لذا، در روايات اسلامى به مسأله محبت و نوازش يتيمان اهميت خاصى داده شده است:
در حديثى از امام صادق عليه السلام مىخوانيم: ما مِنْ عَبْدٍ يَمْسَحُ يَدَهُ عَلى رَأْسِ يَتِيمٍ رَحْمَةً لَهُ إِلَّا أَعْطاهُ اللَّهُ بِكُلِّ شَعْرَةٍ نُوراً يَوْمَ الْقِيامَةِ: «هيچ بندهاى دست مرحمت بر سر يتيمى نمىكشد، مگر اين كه خداوند به تعداد موهائى كه از زير دست او مىگذرد نورى در قيامت به او مىبخشد». «١»
در آيه ٩ سوره «ضحى» نيز آمده است: فَأَمَّا الْيَتِيمَ فَلا تَقْهَرْ: «اما يتيم را مورد قهر و تحقير قرار مده».
و اين درست در مقابل چيزى است كه در جوامع دور از ايمان و اخلاق، همچون جامعه عصر جاهليت ديروز و امروز، رواج داشته و دارد، كه نه تنها به