تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٠٠
در برابر اين پندار غلط و خيال خام، مىفرمايد: «آيا آنها پاداش اعمالشان را گرفتند»؟
بسيارى از مفسران، اين جمله را يك «جمله مستقل» دانستهاند، در حالى كه بعضى معتقدند: دنباله آيه قبل است، يعنى مؤمنان بر تختهاى مزين نشستهاند و نگاه مىكنند ببينند آيا كفار پاداش اعمال خلافشان را گرفتند؟ آرى، اگر آنها پاداشى بگيرند بايد از شيطان بگيرند، اما آيا آن بينواى گرفتار مىتواند به آنها پاداشى دهد؟!
«ثُوِّب» از ماده «ثَوْب» (بر وزن جوف)، در اصل، به معنى بازگشتن چيزى به حالت نخستين است، و «ثواب» به پاداشى گفته مىشود كه: به انسان در مقابل اعمالش مىدهند؛ چرا كه نتيجه اعمالش به او برمىگردد، اين واژه، هم در جزاى نيك و هم بد به كار مىرود، هر چند غالباً در مورد خير استعمال مىشود «١» لذا آيه فوق دلالت بر نوعى طعن نسبت به كفار دارد، و بايد چنين باشد؛ چرا كه آنها همواره مؤمنان و آيات خدا را به باد استهزاء مىگرفتند، و بايد در آن روز نتيجه استهزاهايشان را ببينند.
***
نكته:
«استهزاء» حربه ناجوانمردانه دشمنان حق
در طول تاريخ «انبياء» كراراً مىخوانيم: يكى از حربههاى دشمنان خدا در مقابل آنان، استفاده از حربه سخريه بوده است، و آيات قرآن مكرر اين موضوع را منعكس كرده است، و از آنجا كه سخريه و استهزاء معمولًا از كسانى صادر مىشود كه مست باده غرورند، و خود را برتر از ديگران مىدانند، و با چشم