تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٠٥
شهرهاى قوم لوط شدم، و آن چهار شهر بود، در هر شهر چهارصد هزار مرد جنگجو وجود داشت، به جز فرزندان آنها، من اين شهرها را از زمين برداشتم و به آسمان بردم تا آنجا كه فرشتگان آسمان صداى حيوانات آنها را شنيدند، سپس به زمين آوردم، و زير و رو كردم!
و اما نمونه امانت من اين است: هيچ دستورى به من داده نشده كه از آن دستور كمترين تخطى كرده باشم». «١»
***
بعد از آن، به نفى نسبت ناروائى كه به پيامبر صلى الله عليه و آله مىدادند پرداخته مىافزايد:
«همنشين و مصاحب شما ديوانه نيست» «وَ ما صاحِبُكُمْ بِمَجْنُونٍ».
تعبير به «صاحِب» كه به معنى ملازم، رفيق و همنشين است، علاوه بر اين كه: از مقام تواضع پيامبر نسبت به همه مردم حكايت مىكند، كه او هرگز قصد برترى جوئى نداشت، اشاره به اين است كه: او ساليان دراز در ميان شما زندگى كرده، و همنشين با افراد شما بوده است، او را به عقل و درايت و امانت شناختهايد، چگونه نسبت جنون به او مىدهيد؟! جز اين كه او بعد از بعثت، تعليماتى با خود آورده كه با تعصبها و تقليدهاى كوركورانه و هوا و هوسهاى شما سازگار نيست، لذا، براى اين كه خود را از اطاعت دستورات او معاف كنيد، چنين نسبت ناروائى را به او مىدهيد.
نسبت «جنون» از جمله نسبتهائى است كه طبق آيات قرآن به همه پيامبران الهى از سوى دشمنان لجوج و معاند داده شده: كَذلِكَ ما أَتَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ مِنْ رَسُولٍ إِلَّا قالُوا ساحِرٌ أَوْ مَجْنُونٌ: «اين گونه است كه هيچ پيامبرى قبل