تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١١٦
بدكاران خود عذاب و مجازات مضاعفى است و نابينا بودن گروهى در محشر ممكن است در بعضى مواقف باشد نه در تمام مواقف. «١»
***
آنگاه، به وضع حال مجرمان و افراد بىايمان در صحنه قيامت اشاره كرده و با چند جمله كوتاه و پر معنى هم سرنوشت آنها را بيان مىكند و هم عوامل گرفتارى آنها را، مىفرمايد: «اما كسى كه طغيان كند» «فَأَمَّا مَنْ طَغى».
***
«و زندگى دنيا را بر همه چيز مقدم دارد» «وَ آثَرَ الْحَياةَ الدُّنْيا».
***
«مسلماً دوزخ جايگاه و مأواى او است» «فَإِنَّ الْجَحِيمَ هِيَ الْمَأْوى». «٢»
در جمله اول، اشاره به فساد عقيدتى آنها مىكند؛ زيرا طغيان ناشى از خود بزرگ بينى است و خود بزرگ بينى ناشى از عدم معرفة اللّه است.
كسى كه خدا را به عظمت بشناسد، خود را بسيار كوچك و ضعيف مىبيند و هرگز پاى خود را از جاده عبوديت بيرون نمىگذارد.
و جمله دوم، اشاره به فساد عملى آنها است؛ چرا كه طغيان سبب مىشود انسان لذات زودگذر دنيا و زرق و برق آن را بالاترين ارزش حساب كند و آن را بر همه چيز مقدم بشمرد.
اين دو، در حقيقت علت و معلول يكديگرند، طغيان و فساد عقيده، سرچشمه فساد عمل و ترجيح زندگى ناپايدار دنيا بر همه چيز است، و سرانجامِ اين دو آتش سوزان دوزخ است.