تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤١
گر چه، نزول باران به خودى خود مايه خير و بركت است، هوا را لطيف مىكند، آلودگىها را مىشويد، كثافات را با خود مىبرد، گرماى هوا را فرو مىنشاند، و حتى سرما را تعديل مىكند، از عوامل بيمارى مىكاهد، و به انسان روح و نشاط مىدهد، ولى با اين همه، در آيات بعد به سه فايده مهم آن اشاره كرده، مىفرمايد: «هدف از نزول باران اين است كه: دانههاى غذائى و گياهان را به وسيله آن از زمين خارج كنيم» «لِنُخْرِجَ بِهِ حَبّاً وَ نَباتاً».
***
«و باغهائى پر درخت» «وَ جَنَّاتٍ أَلْفافاً».
«أَلْفاف» به گفته «راغب» در «مفردات»، اشاره به اين است: درختان اين باغها به قدرى زياد و انبوه است كه به يكديگر پيچيده شده. «١»
در حقيقت، در اين دو آيه، به تمام مواد غذائى كه انسان و حيوان از آن استفاده مىكند، و از زمين مىرويد، اشاره شده است؛ زيرا قسمت مهمى از آنها را دانههاى غذائى تشكيل مىدهد (حَبّاً) و قسمت ديگرى سبزيجات و ريشهها است (وَ نَباتاً) و بخش ديگرى نيز ميوهها مىباشد (وَ جَنَّات).
درست است كه: در اين دو آيه تنها همين سه منفعت بزرگ براى نزول باران ذكر شده، ولى بدون شك، منافع باران منحصر به اينها نيست، اصولًا، حدود هفتاد درصد بدن انسان را آب تشكيل مىدهد، و سرچشمه پيدايش همه موجودات زنده طبق صريح قرآن آب است: «وَ جَعَلْنا مِنَ الْماءِ كُلَّ شَيْءٍ حَيٍّ» «٢» بنابراين، آب، نقش اصلى و اساسى را در مورد موجودات زنده،