تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٢٩
تفسير:
خستگان بىنصيب!
در آغاز اين سوره، به نام تازهاى درباره قيامت برخورد مىكنيم كه آن «غاشيه» است، مىفرمايد:
«آيا داستان غاشيه به تو رسيده است»؟! «هَلْ أَتاكَ حَدِيثُ الْغاشِيَةِ».
«غاشِيَه» از ماده «غشاوة» به معنى پوشاندن است، انتخاب اين نام براى قيامت، به خاطر آن است كه: حوادث وحشتناك آن ناگهان همه را زير پوشش خود قرار مىدهد.
بعضى، گفتهاند: به خاطر آن است كه خلق اولين و آخرين در آن روز براى حساب جمع مىشوند.
و نيز گفتهاند: منظور آتشى است كه چهرههاى كفار و مجرمان را مىپوشاند.
ولى، تفسير اول از همه مناسبتر است.
ظاهر اين است: مخاطب در اين آيه شخص پيامبر صلى الله عليه و آله است، و ذكر اين جمله به صورت استفهام از شخص پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله براى بيان عظمت و اهميت آن روز بزرگ است.
بعضى، نيز احتمال دادهاند: مخاطب در اين آيه هر انسانى است، ولى اين معنى بعيد به نظر مىرسد.
***
پس از آن، به بيان چگونگى حال مجرمان پرداخته، مىگويد: «چهرههائى در آن روز خاشع و ذلت بار است» «وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ خاشِعَةٌ».
ذلت و ترس از عذاب و كيفرهاى عظيم آن روز تمام وجود آنها را فرا گرفته، و از آنجا كه حالات روحى انسان بيش از همه جا در چهره او منعكس مىشود، اشاره به خوف و ذلت و وحشتى مىكند كه سراسر چهره آنها را مىپوشاند.