تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٩٩
مستكبر است!
در بعضى از روايات، از رسول خدا صلى الله عليه و آله نقل شده است: «در آن روز درى از بهشت به روى كفار گشوده مىشود، و آنها به گمان اين كه فرمان آزادى از دوزخ و ورود به بهشت براى آنها صادر شده است، به سوى آن حركت مىكنند، هنگامى كه به آن رسيدند، ناگهان در بسته مىشود، و اين كار چند بار تكرار مىشود و مؤمنان كه از بهشت نظارهگر آنانند مىخندند»!. «١»
***
لذا، در آيه بعد مىافزايد: «آنها بر تختهاى مزين نشستهاند و به اين صحنهها نگاه مىكنند» «عَلَى الْا رائِكِ يَنْظُرُونَ».
به چه چيزى نگاه مىكنند؟ به آن همه نعمتهاى بىپايان الهى، به آن مواهب عظيم و الطاف بيكران، به آن آرامش و عظمت و احترام، و به آن عذابهاى دردناكى كه كفار مغرور و خودخواه در نهايت ذلت و زبونى به آن گرفتارند.
***
سرانجام، در آخرين آيه اين سوره، به صورت يك جمله استفهاميه مىفرمايد: «آيا كفار ثواب اعمال و پاداش كار خود را خوب گرفتند»؟! «هَلْ ثُوِّبَ الْكُفَّارُ ما كانُوا يَفْعَلُونَ». «٢»
اين سخن، خواه از ناحيه خداوند باشد، يا فرشتگان، و يا مؤمنان، نوعى طعن و استهزاء نسبت به افكار و ادعاهاى اين مغروران مستكبر است، كه انتظار داشتند در مقابل اعمال زشتشان جايزه و پاداشى هم از خداوند دريافت دارند، و