تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٨٣
شدن كوهها در آستانه قيامت باشد، كه ابرهائى است بدون باران).
ولى، «طبرسى» مىافزايد: «بعضى گفتهاند تفسير عشار به ابرها چيزى است كه در لغت عرب شناخته نشده».
اما، با توجه به مطلبى كه «طريحى» در «مجمع البحرين» آورده كه «عِشار» در اصل، به معنى شتران باردار است، و سپس به هر باردارى گفته شده، ممكن است اطلاق آن بر «ابرها» نيز به خاطر آن باشد كه آنها نيز غالباً باردارند، هر چند ابرهائى كه در آستانه قيامت در صفحه آسمان ظاهر مىشود باردار نيست (دقت كنيد).
بعضى نيز، «عشار» را به معنى خانهها يا زمينهاى زراعتى تفسير كردهاند كه در آستانه قيامت تعطيل مىگردد، و از ساكنان و زراعت خالى مىشود.
ولى، تفسير اول از همه معروفتر است.
***
در آيه بعد، با اشاره به پنجمين نشانه مىافزايد: «و در آن هنگام كه حيوانات وحشى جمع مىشوند» «وَ إِذَا الْوُحُوشُ حُشِرَتْ».
همان حيواناتى كه در حال عادى از هم دور بودند، و از يكديگر مىترسيدند و فرار مىكردند، ولى شدت وحشت حوادث هولناك آستانه قيامت آن چنان است كه اينها را گرد هم جمع مىكند، و همه چيز را فراموش مىكند، گوئى مىخواهند با اين اجتماعشان از شدت ترس و وحشت خود بكاهند.
و به تعبير ديگر: وقتى آن صحنههاى هولناك، خصائص ويژه حيوانات وحشى را از آنها مىگيرد، با انسانها چه مىكند؟!
اما، بسيارى از مفسران معتقدند: آيه فوق اشاره به «حشر حيوانات وحشى» در دادگاه قيامت است، كه آنها نيز در عالم خود و در حدود آگاهى خويش