تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٩٧
مىگردد، و با لحنى قاطع و كوبنده مىفرمايد: «اين باز گشت تنها با يك صيحه و فرياد عظيم واقع مىشود» «فَإِنَّما هِيَ زَجْرَةٌ واحِدَةٌ».
***
«ناگهان همگى به پا مىخيزند و بر عرصه زمين ظاهر مىشوند» «فَإِذا هُمْ بِالسَّاهِرَةِ».
***
اين كار پيچيده و مشكلى نيست، همين كه به فرمان خدا نفخه دوم دميده شود و بانگ حيات و زندگى برخيزد، تمام اين خاكها و استخوانهاى پوسيده يك مرتبه جمع مىشوند و جان مىگيرند، و از قبرها بيرون مىپرند!
«زَجْرَة» در اصل، به معنى فريادى است كه براى راندن گفته مىشود، و در اينجا به معنى نفخه دوم است، انتخاب اين تعبير (زَجْرَةٌ واحِدَةٌ) با توجه به محتواى اين دو كلمه، اشاره به سرعت و ناگهانى بودن رستاخيز و سهولت و آسانى آن در برابر قدرت خدا است، كه با يك فرياد آمرانه از سوى فرشته رستاخيز، يا صور اسرافيل، همه مردگان لباس حيات در تن مىكنند، و در عرصه محشر براى حساب حاضر مىشوند.
«ساهِرَة» از ماده «سهر» (بر وزن سحر)، به معنى شب بيدارى است، و از آنجا كه حوادث وحشتناك، خواب شبانه را از چشم مىبرد، و زمين قيامت نيز بسيار هولانگيز است، كلمه «ساهِرَه» به عرصه محشر اطلاق شده است، بعضى نيز گفتهاند: «ساهِرَه» را به هر بيابانى مىگويند، چون اصولًا همه بيابانها وحشتناكند، گوئى بر اثر وحشت، خواب شبانه را از چشم مىبرند. «١»