تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٨٧
شدن نيست، بلكه به معنى انجام يك كار تا سر حدّ ممكن است. «١»
«ناشِطات» از ماده «نشط» (بر وزن هشت) در اصل به معنى گشودن گرههائى است كه به آسانى باز مىشود، و به چاههائى كه عمق كمى دارد و دلو به آسانى و با يك حركت از آن بيرون مىآيد «انشاط» گفته مىشود، و به شترهائى كه با اندك اشارهاى به سرعت حركت مىكنند نيز «نشيطة» مىگويند، و لذا، به طور كلى اين واژه در هر گونه حركتى كه با سهولت انجام مىشود به كار مىرود.
«سابِحات» از ماده «سبح» (بر وزن سطح) به معنى حركت سريع در آب يا در هوا است، لذا، در مورد شنا كردن در آب و يا حركت سريع اسب، و با سرعت به دنبال كارى رفتن گفته مىشود.
«تسبيح» كه به معنى پاك شمردن خداوند از هر عيب و نقص است نيز از همين معنى گرفته شده، گوئى كسى كه تسبيح مىگويد با سرعت در عبادت پروردگار به پيش مىرود.
«سابِقات» از ماده «سبقت» به معنى پيشى گرفتن است، و از آنجا كه پيشى گرفتن معمولًا بدون سرعت ممكن نيست، گاه از اين ماده، مفهوم سرعت نيز استفاده مىشود.
«مُدَبِّرات» از ماده «تدبير» به معنى انديشيدن در مورد عاقبت چيزى است، و از آنجا كه عاقبتانديشى و آيندهنگرى سبب سامان يافتن كار به نحو احسن مىگردد، واژه «تدبير» در اين معنى نيز به كار مىرود.
اكنون، با توجه به آنچه در معنى لغات اين آيات گفته شد، به سراغ تفسير آنها مىرويم.