تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧٩
حَيْثُ لايَعْلَمُونَ»!
و جالب اين كه: قرآن مجيد نيز كراراً روى همين مسأله تكيه كرده، نه تنها در آيات مورد بحث مىفرمايد: فَمَنْ شاءَ اتَّخَذَ إِلى رَبِّهِ مَآباً: «هر كس بخواهد مىتواند راهى را به سوى پروردگارش برگزيند».
بلكه، در آيات ديگر نيز روى مشيت و اراده انسان بسيار تكيه كرده است، كه ذكر همه آنها طولانى مىشود تنها به سه آيه زير اكتفا مىكنيم:
١- إِنَّا هَدَيْناهُ السَّبِيلَ إِمَّا شاكِراً وَ إِمَّا كَفُوراً: «ما راه را به انسان نشان داديم خواه پذيرا شود و شكرگزار گردد يا مخالفت كند و كفران نمايد». «١»
٢- و در آيه ٢٩ سوره «كهف» مىفرمايد: فَمَنْ شاءَ فَلْيُؤْمِنْ وَ مَنْ شاءَ فَلْيَكْفُرْ: «هر كس مىخواهد ايمان بياورد و هر كس نمىخواهد راه كفر پيش گيرد» (ولى بدانند ما براى كافران آتش عظيمى فراهم ساختهايم).
٣- و نيز در آيه ٢٩ «دهر» مىخوانيم: إِنَّ هذِهِ تَذْكِرَةٌ فَمَنْ شاءَ اتَّخَذَ إِلى رَبِّهِ سَبِيلًا: «اين تذكرى است، هر كس بخواهد راهى به سوى پروردگارش انتخاب مىكند».
سخن درباره مسأله جبر و تفويض بسيار طولانى است، و در اين زمينه كتابها يا مقالهها نوشته شده، آنچه در بالا گفته شد تنها نگاهى به اين مسأله از زاويه «قرآن» و «وجدان» بود، و اين كلام را با يادآورى يك «نكته مهم» پايان مىدهيم:
طرفدارى گروهى از مسأله جبر، تنها به خاطر پارهاى از مشكلات فلسفى و استدلالى نبوده، بلكه، عوامل مهم روانى و اجتماعى ديگرى بدون شك در پيدايش و ادامه اين عقيده دخالت داشته است.
بسيارى از افراد، عقيده به «جبر» يا «سرنوشت جبرى» يا «قضا و قدر» به