تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٩٤
نازل شده، ولى با توجه به اين كه اين سوره «مكّى» است، اين در حقيقت نوعى تطبيق است نه شأن نزول، همان گونه كه درباره «امام حسين» عليه السلام نيز در آغاز سوره خوانديم.
جالب اين كه: در روايتى كه «كافى» از امام صادق عليه السلام نقل كرده مىخوانيم:
«يكى از يارانش پرسيد: آيا ممكن است مؤمن از قبض روحش ناراضى باشد؟!
فرمود: نه به خدا سوگند، هنگامى كه فرشته مرگ براى قبض روحش مىآيد، اظهار ناراحتى مىكند، فرشته مرگ مىگويد: اى ولى خدا ناراحت نباش! سوگند به آن كس كه محمّد صلى الله عليه و آله را مبعوث كرده، من بر تو از پدر مهربانترم، درست چشمهايت را بگشا و ببين، او نگاه مىكند، رسول خدا صلى الله عليه و آله، امير مؤمنان عليه السلام، فاطمه عليها السلام و حسن عليه السلام و حسين عليه السلام و امامان از ذريه او عليهم السلام را مىبيند، فرشته به او مىگويد: نگاه كن اين رسول خدا و امير مؤمنان و فاطمه و حسن و حسين و امامان عليهم السلام دوستان تواند.
او چشمانش را باز مىكند و نگاه مىكند، ناگهان گويندهاى از سوى پروردگار بزرگ ندا مىدهد: يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ: «اى كسى كه به محمّد و خاندانش اطمينان داشتى»! به سوى پروردگارت بازگرد، در حالى كه تو، به ولايت آنها راضى هستى، و او با ثوابش از تو خشنود است، داخل در ميان بندگانم يعنى محمّد و اهل بيتش عليهم السلام شو، در بهشتم وارد شو، در اين هنگام چيزى براى انسان محبوبتر از آن نيست كه هر چه زودتر روحش از تن جدا شود و به اين منادى بپيوندد»!. «١»
***