تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٩٢
«به سوى پروردگارت بازگرد، در حالى كه هم تو از او خشنودى و هم او از تو خشنود است»! «ارْجِعِي إِلى رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً».
***
«و در سلك بندگانم در آى» «فَادْخُلِي فِي عِبادِي».
***
«و در بهشتم وارد شو» «وَ ادْخُلِي جَنَّتِي».
چه تعبيرات جالب، دلانگيز و روحپرورى؟ كه لطف و صفا و آرامش و اطمينان از آن مىبارد!
دعوت مستقيم پروردگار، از نفوسى كه در پرتو ايمان به حالت اطمينان و آرامش رسيدهاند.
دعوت از آنها براى بازگشت به سوى پروردگارشان، به سوى مالك و مربى و مصلحشان.
دعوتى كه آميخته با رضايت طرفينى است، رضايت عاشق دلداده از معشوق، و رضايت محبوب و معبود حقيقى از محب.
و به دنبال آن، تاج افتخار عبوديت را بر سر او نهادن، و به لباس بندگى مفتخرش كردن، و در سلك خاصان درگاه او را جاى دادن!
و سپس، دعوت از او براى ورود در بهشت، آن هم با تعبير «وارد بهشتم شو» كه نشان مىدهد ميزبان اين ميهمانى، تنها و تنها ذات مقدس او است، عجب دعوتى! عجب ميزبانى! و عجب ميهمانى!
منظور از «نَفْس» در اينجا همان روح آدمى است.
و تعبير به «مُطْمَئِنَّة» اشاره به آرامشى است كه در پرتو ايمان پيدا و حاصل شده، چنان كه قرآن مىگويد: أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ: «بدانيد تنها با ذكر