تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٣٨
«ابن عباس» مىگويد: اين تختهاى بلند چنان هستند كه وقتى صاحبان آنها اراده جلوس بر آن كنند، تواضع مىكند و فرو مىنشيند، و بعد از جلوس به حال اول بازمىگردد!
اين احتمال نيز وجود دارد كه: توصيف اين تختها به «مَرْفُوعَة» اشاره به گرانبها بودن آنها باشد، و آن گونه كه بعضى گفتهاند: از قطعات طلا ساخته شده، و مزين بمعنى پشتى كوچك است كه بر آن تكيه مىكنند، «٢» و معمولًا به هنگام استراحت كامل از آنها استفاده مىشود، و تعبير به «مَصْفُوفَة» اشاره به تعدد و نظم خاصى است كه بر آنها حاكم است.
اين تعبير نشان مىدهد: آنها جلسات انس دستهجمعى تشكيل مىدهند، و اين اجتماع كه خالى از هر گونه لغو و بيهودهگى است، و تنها از الطاف الهى و نعمتهاى بىپايان او، و نجات از درد و رنجهاى دنيا و عذاب آخرت، در آن سخن گفته مىشود، چنان لطف و لذتى دارد كه چيزى با آن برابرى نمىكند.
***
و در آخرين آيه مورد بحث، به فرشهاى فاخر بهشتى اشاره كرده، مىفرمايد: «در آنجا فرشهائى گرانبها و بسيار زيبا گسترده شده» «وَ زَرابِيُّ مَبْثُوثَةٌ».
«زَرابِىّ» جمع «زَرِيْبَة» به معنى فرشهاى عالى خوابدار است كه هم نرم و راحت است، و هم گرانبها و پر قيمت.
پيدا است به موازات اين وسائل آسايش و لذت، چه وسائل ديگرى در آنجا وجود دارد، كه مشت نمونه خروار است.