تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٨٩
گاه، مىگويند: لااقل بعضى از خدايان ما را به رسميت بشناس تا با تو همراه شويم.
و گاه، نقشه تبعيد يا قتل تو را مىكشند.
خلاصه، هر لمحه به شكلى و هر دم به لباسى درمىآيند، تا جمع تو را متفرق سازند، و يارانت را در فشار بگذارند، و يا تو را از ميان بردارند و نور خدا را خاموش كنند.
ولى، اينها بايد بدانند خدا اراده كرده است اين نور عالمگير شود، اين نور الهى است كه با پف كردن اين و آن خاموش نمىشود.
اين خورشيد فروزان آسمان است، با چشمپوشى خفاشان از ميان نمىرود، آنها نقشه مىكشند و ما هم نقشه مىكشيم.
«كَيْد» به گفته «راغب» در «مفردات»، نوعى چارهجوئى است (كه پنهانى و از طريق آماده ساختن مقدمات بوده باشد)، و آن دو گونه است: «نكوهيده» و «پسنديده»، هر چند استعمال آن در مذموم بيشتر است، ولى در عين حال در ممدوح نيز به كار مىرود، مانند: كَذلِكَ كِدْنا لِيُوسُفَ: «ما اين گونه براى يوسف چارهجوئى كرديم». «١»
منظور از «كيد دشمنان» در آيه مورد بحث، روشن است كه نمونههاى آن را در بالا اشاره كرديم، و قرآن پر است از نقل توطئههاى موذيانه و نقشههاى شرورانه آنها، و اما در اين كه منظور از كيد الهى در اينجا چيست؟
بعضى گفتهاند: همان مهلت دادنى است كه سرانجام منتهى به عذاب دردناك مىشود.
و بعضى آن را به معنى خود عذاب دانستهاند.