تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٦٤
پس از آن، مىافزايد:
«بلكه كسانى كه كافر شدند پيوسته گرفتار تكذيب و انكار حقند» «بَلِ الَّذِينَ كَفَرُوا فِي تَكْذِيبٍ».
چنان نيست كه نشانههاى حق بر كسى مخفى و پنهان باشد، لجاجت و عناد اجازه نمىدهد: بعضى راه را پيدا كنند، و در طريق حق گام بگذارند.
تعبير به «بَلْ» كه به اصطلاح براى «اضراب» (عدول از چيزى به چيز ديگر است)، گوئى اشاره به اين است كه: اين گروه مشرك از قوم «فرعون» و «ثمود» هم، بدتر و لجوجترند، دائماً مشغول تكذيب و انكار قرآنند، و از هر وسيله براى اين مقصود بهره مىگيرند.
***
ولى، آنها بايد بدانند: «خداوند به همه آنها احاطه دارد» و همه در دست قدرت او هستند «وَ اللَّهُ مِنْ وَرائِهِمْ مُحِيطٌ».
اگر خدا به آنها مهلت مىدهد، نه به خاطر عجز و ناتوانى است، و اگر آنها را سريعاً مجازات نمىكند، نه به خاطر اين است كه از قلمرو قدرتش بيرونند.
تعبير به: وَرائِهِم «پشت سر آنها»، اشاره به اين است كه آنها از هر جهت در قبضه قدرت الهى هستند، و خداوند از تمام جهات، به آنها احاطه دارد، بنابراين ممكن نيست از چنگال عدالت و كيفر او فرار كنند.
اين احتمال نيز وجود دارد: منظور احاطه علمى خداوند به اعمال آنها در جميع جهات است، به گونهاى كه هيچ گفتار و كردار و نيات آنها از وى مخفى نمىماند.
***
و در ادامه مىافزايد: اصرار آنها در تكذيب قرآن و نسبت آن به سحر و كهانت و شعر بيهوده است «بلكه آن قرآن مجيد و با عظمت و بلند مقام است»