تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٢٩
انسان در سير صعودى خود طى مىكند نيز آمده است).
٢- منظور، حالاتى است كه انسان از هنگام نطفه تا موقع مرگ مىپيمايد، كه بعضى آن را به سى و هفت حالت شماره كردهاند!
٣- منظور، حالات مختلفى است كه انسان در زندگى دنيا از سلامت و بيمارى اندوه و سرور، غم و شادى، سختى و آسايش، صلح و جنگ مىپيمايد.
٤- منظور، حالات و شدائد مختلفى است كه انسان در روز قيامت با آن رو به رو مىشود، تا از حساب فارغ گردد، و هر كس به سوى نتيجه كار خويش از بهشت و دوزخ برود.
٥- منظور، حالاتى است كه در اقوام پيشين واقع شده، يعنى همان حوادث تلخ و شيرين، و انواع تكذيبها و انكارهاى مخالفان در اين امت نيز واقع مىشود، اين معنى در روايتى از امام صادق عليه السلام نقل شده است.
البته، جمع ميان اين تفسيرها مانعى ندارد و ممكن است آيه ناظر به همه اين دگرگونىها، تحولات و مراحلى باشد كه انسان در مسير زندگى خود، آن را مىپيمايد.
بعضى، مخاطب در اين آيه را شخص پيامبر صلى الله عليه و آله دانسته، و آيه را اشاره به آسمانهائى مىدانند كه پيامبر صلى الله عليه و آله در شب معراج از آنها گذشت، اما با توجه به اين كه «ب» در «لَتَرْكَبُنَّ» ضمه دارد و معنى جمعى را مىرساند، اين تفسير مناسب نيست، به خصوص اين كه در آيات سابق نيز مخاطب كل انسانها بودند.
به هر حال، حدوث اين حالات، و عدم استقرار آدمى بر يك حالت، از يكسو دليل مخلوق بودن او، و نياز داشتن به خالق است؛ چرا كه هر متغيرى حادث، و هر حادثى خالقى مىخواهد.
و از سوى ديگر، دليلى است بر عدم پايدارى اين جهان.