تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٢٢
بيابانى شنيدم به دخترك خود گفت: «حُورى»! يعنى بازگرد. «١»
تعبير به «حَوارى» در مورد نزديكان حضرت مسيح عليه السلام يا نزديكان هر كس، شايد نيز به همين مناسبت باشد كه آنها نزد او رفت و آمد دارند.
بعضى نيز آن را از ماده «حور» به معنى شستن و سفيد كردن دانستهاند؛ چرا كه آنها قلوب مردم را از زنگار شرك و گناه پاك مىكردند، و «حوريان» بهشتى را از اين رو به اين نام ناميدهاند كه سفيدپوستند و يا سفيدى چشمانشان بسيار شفاف است!.
بعضى نيز گفتهاند: اطلاق اين كلمه به حوريان بهشتى به خاطر اين است كه:
آنها به قدرى زيبا هستند كه چشم از ديدنشان حيران مىشود.
به هر حال، اين واژه در آيه مورد بحث به معنى بازگشت و معاد است.
ضمناً، اين آيه نشان مىدهد: عدم ايمان به رستاخيز سرچشمه غفلت و غرور و آلودگى به انواع گناهان مىشود.
***
و در آخرين آيه مورد بحث، براى نفى عقائد باطل آنها مىفرمايد: «آرى پروردگارش نسبت به او بينا بود» «بَلى إِنَّ رَبَّهُ كانَ بِهِ بَصِيراً».
همه اعمال او را ثبت و ضبط نمود، و براى روز حساب در نامه اعمالش منعكس ساخت.
تعبير اين آيه، همانند آيه قبل «يا أَيُّهَا الْانْسانُ إِنَّكَ كادِحٌ إِلى رَبِّكَ كَدْحاً